تبليغاتX
هــزاران گـل بهــاری تقدیـم به تـــو
هــزاران گـل بهــاری تقدیـم به تـــو

 
 

یــاد اون روزا بـه خـیر

روزای خــوب و قشنــگ

روزای عــاشــقیــمـــون

لــحـظـه هــای رنــگــارنـــگ

یـــاد اون چــشـــمــا بــه خـیر

چــشــمــای پـــاک و نـــجــیب

اونــــا کــــه هـیـچ چـیـزی رو

بـه غـیر از، چـــشمام نمیدید

یـــاد اون دســتـا بـه خــیــر

دســتـای نــرم و لـــطـیـف

چــــه نـــوازشـــها کـه اون

روی مـــو هــام مـــی کـشیـد

یـــاد اون روزا بــه خـــیر

یـــاد اون روزا بـــه خــیر

حــالــا کـــه سرنوشــتـمـون

ایـــن جـــوری شـــدن جـــدا

دل تـــو مـــیــخـواد بـــشـــه

بـــا کـــســی دیــــگــه آشـنا

تـــو داری خوشبخت مـیـشی

زیـــر ایـــن چـــرخ کـــبـود

اگــــه غیراز ایــــن بـشـه

دیـــن تــو ، به من چه سود؟

نـــــکـــنــه یـــه روز دیـگه

بــــیــای فقـــط نـــگـام کـنـی

مــن از تــو چـشـمات بـخـونم

از رفــــتـــنـــت ، پــشیـمونی

اون وقـت خودت خوب میدونی

مــــن حــــلـــالــــت نــمـیـکنم

حــتـــی اگــــه داد بــــزنـــی

کـه مـیـخوای پــیـشـم بـمـونـی

message833@yahoo.com

 

پیوند ها

تكنولوژي فكر

حرفاي قشنگ

تازه هاي ادبي

پلاك صفر

عاشقي از ديار تنهايي

سرزمين آرزوها

دو كبوتر عاشق

قالب،عکس،ترانه،شعر،برنامه،سورس

واز عشق مردن سفریست به سوی عشق

عاطفه(دختر بي گنــاه)

موفقیت

سايت اينترنتي مجله موفقيت

فيروزه(ماه تابان)

مينا(يكي را دوست ميدارم)

تكنولوژي عشق

گروه وبلاگ هاي رضا گستر

انجمن اسلامي شهرستان نجف آباد

خيمه هاي معرفت

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

مقایسه عشق و دوست داشتن(دکتر شریعتی)

بذرهاي عشقت را کاشته اي ؟؟؟؟؟

تفاوت عشق و ازدواج

خراش‌هاي عشق مادر

چند پيشنهاد عاشقانه

چند تا نکته که همیشه باید به خاطر بسپاری

كم هزینه ترین لذت های دنیا

پیامک های احمدی نژادی

تو را به خدا ، اي قلب من!

بهای وصل تو گر جان بود خریدارم

 
 

پیوند های روزانه

هزاران گل بهاری تقدیم به تو

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

گلچینی از اشعار طنز

.توانا بود هر که دانا بود دم گربه ها رو به بالا بود
یکی از بزرگان اهل تمیز اومد بلند شِد سرش خورد به میز
3.بنی آدم اعضای یکدیگرند که جمعی ماده و جمعی نرند
بنب آدم اعضای یکدیگرند که سر مال دنیا به هم می پرند
5.تو نیکی می کن و در دجله انداز که پیکان در بیابان می دهد گاز
چنین گفت رستم به اسفندیار که می ری حموم،حوله ات را بیار
7.دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند کچلی را بگرفتند و سرش را شانه زدند
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آن است که چوبش بزنند جُم نخورد
9.چنین گفت رستم به اسفندیار که من گُشنَمِ نون سنگک بیار
تو کز محنت دیگران بی غمی چرا لنگ کفش بر سرم می زنی
11.میازار موری که دانه کش است که شلوار دارد اما بی کش است
یکی از بزرگان اهل خرد ز روی بالش بر زمین می پرد
13.یکی از بزرگان اهل سُده برای خرش ساندویچ اُسُده
اگر داری تو عقل و دانش و هوش برو ماهی بخر با کفش بزن روش
15.یکی را که در بند بینی نخند برو انگشتش را بگیر،سفت ببند

 تقلب کردی و گفتی که شاید من نمی بینم نبینم من تقلب را خداوندت که می بیند
بدان یک روز مرگی می رسد از راه چون گلچین و در هر بوستان باشی تو را از شاخه می چیند
چه خواهد کرد آخر آنکه اعمال بدی دارد و می باید پس از مرگش درون نار بنشیند

یکشنبه چهارم دی 1384 |