تبليغاتX
هــزاران گـل بهــاری تقدیـم به تـــو
هــزاران گـل بهــاری تقدیـم به تـــو

 
 

یــاد اون روزا بـه خـیر

روزای خــوب و قشنــگ

روزای عــاشــقیــمـــون

لــحـظـه هــای رنــگــارنـــگ

یـــاد اون چــشـــمــا بــه خـیر

چــشــمــای پـــاک و نـــجــیب

اونــــا کــــه هـیـچ چـیـزی رو

بـه غـیر از، چـــشمام نمیدید

یـــاد اون دســتـا بـه خــیــر

دســتـای نــرم و لـــطـیـف

چــــه نـــوازشـــها کـه اون

روی مـــو هــام مـــی کـشیـد

یـــاد اون روزا بــه خـــیر

یـــاد اون روزا بـــه خــیر

حــالــا کـــه سرنوشــتـمـون

ایـــن جـــوری شـــدن جـــدا

دل تـــو مـــیــخـواد بـــشـــه

بـــا کـــســی دیــــگــه آشـنا

تـــو داری خوشبخت مـیـشی

زیـــر ایـــن چـــرخ کـــبـود

اگــــه غیراز ایــــن بـشـه

دیـــن تــو ، به من چه سود؟

نـــــکـــنــه یـــه روز دیـگه

بــــیــای فقـــط نـــگـام کـنـی

مــن از تــو چـشـمات بـخـونم

از رفــــتـــنـــت ، پــشیـمونی

اون وقـت خودت خوب میدونی

مــــن حــــلـــالــــت نــمـیـکنم

حــتـــی اگــــه داد بــــزنـــی

کـه مـیـخوای پــیـشـم بـمـونـی

message833@yahoo.com

 

پیوند ها

تكنولوژي فكر

حرفاي قشنگ

تازه هاي ادبي

پلاك صفر

عاشقي از ديار تنهايي

سرزمين آرزوها

دو كبوتر عاشق

قالب،عکس،ترانه،شعر،برنامه،سورس

واز عشق مردن سفریست به سوی عشق

عاطفه(دختر بي گنــاه)

موفقیت

سايت اينترنتي مجله موفقيت

فيروزه(ماه تابان)

مينا(يكي را دوست ميدارم)

تكنولوژي عشق

گروه وبلاگ هاي رضا گستر

انجمن اسلامي شهرستان نجف آباد

خيمه هاي معرفت

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

مقایسه عشق و دوست داشتن(دکتر شریعتی)

بذرهاي عشقت را کاشته اي ؟؟؟؟؟

تفاوت عشق و ازدواج

خراش‌هاي عشق مادر

چند پيشنهاد عاشقانه

چند تا نکته که همیشه باید به خاطر بسپاری

كم هزینه ترین لذت های دنیا

پیامک های احمدی نژادی

تو را به خدا ، اي قلب من!

بهای وصل تو گر جان بود خریدارم

 
 

پیوند های روزانه

هزاران گل بهاری تقدیم به تو

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

ازدواج و احساسات

 
 
امروز چه احساسی دارید؟هیجان زده، خوشحال، سرزنده بشاش، تنها، بی تفاوت، جذاب، بی فکر، آزرده، بی تاب،ناراحت، غمگین، مضطرب، کـنجکـاو، فـضـول و یـا مــصمم؟هـمانطور که می دانید ما می توانیم تنها در عرض یک روز به چنین احساساتی دست پیدا کنیم!!!!
فکر کردن به این موضوع نیز ترس آور است، اما این امر هر روزه و همه روزه در زندگی خانوادگی، و شغلی اتفاق می افتد و چنین احساساتی زمانی که شما دارای فرزند نیز بشوید، تشدید خواهند شد. ما باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم در مقابل احساسات یکدیگر از خود عکس العمل مناسب نشان دهیم؛ البته باید توجه داشته باشید که انجام این کار چندان ساده نخواهد بود.
به مجرد اینکه چشمان خود را باز می کنیم و از خواب بلند می شویم در خود احساس تازه ای حس می کنیم. به خصوص اگر شما دل خوشی از صبح زود بلند شدن هم نداشته باشید. کمی بد اخلاق و ترشرو می شوید. حال تصور کنید که همسر شما از خواب بلند شده و جزء افراد سحر خیز هم هست. او احساس سرور و شادمانی دارد. حال با خود تصور کنید: ترشرویی در مقابل سرور و شادی! ما در مقابل چنین احساساتی باید از خود چه برخوردی نشان دهیم- عکس العمل تند یا صرفا پذیرش؟
چه باور کنید و یا نه، برقراری تعادل در زندگی با احتساب به درک احساسات متغیری که در هر لحظه ممکن است در شخصیت فرد مقابل بروز کنند، امکان پذیر خواهد بود. ما این مقوله را به نام پذیرش احساسی می شناسیم. یک نکته اساسی در این مورد این است که نمی توان نام خوب و یا بد بر روی احساسات گذاشت البته تا زمانیکه احساسی بر خلاف اخلاقیات و از روی خشونت ظاهر نشود (به عنوان مثال کسی را مورد ضرب و شتم قرار دهید) و هیچ کس مسئول به وجود آوردن احساسات شخص دیگر نیست و این خود افراد هستند که آنها را به وجود می آورند. بنابراین دفعه آینده که انگشت خود را به سمت همسر خود نشانه رفتید و به او گفتید که: " تو باعث شدی که من چنین احساسی پیدا کنم" به خاطر بیاورید که خودتان مسبب آن احساس بخصوص در وجود خود هستید. به این دلیل که شما انسان منحصر به فردی هستید و خداوند شما را اینچنین خلق کرده است.
بیشتر مواقع ما نمی توانیم دقیقا همان احساسی که همسرمان در یک زمان مشخص احساس می کند را درک کنیم. احساسات هر فرد به طور قابل توجهی با دیگری متفاوت است. من خودم به شخصه زمانی که احساس خوشحالی می کنم بر روی لبهایم لبخند می نشیند و ترجیح می دهم قدم بزنم. اما شاید احساس خوشحالی در فرد دیگری به صورت بالا و پایین پریدن ظاهر شود و او از شدت خوشحالی در پوست خود نگنجد. در هر دو مورد احساس خوشحالی وجود دارد اما راههای بروز آنها کاملا متفاوت است.
معمولا علت بیشتر مشکلاتی که در زندگی های زناشویی بروز می کند، تنها به این دلیل است که طریقه بروز احساسات و سطوح آن در یک فرد با طرف مقابل متفاوت است، و نه زن و نه شوهر هیچ کدام تلاشی برای درک کردن طرف مقابل از خود نشان نمی دهند. آنها یکدیگر را نادیده می گیرند و تصور می کنند که مشکلات به مرور زمان حل خواهند شد؛ اما نه متاسفانه چنین نیست.
زمانی که همسر به دلیلی ناراحت است و شما به هیچ وجه حتی نمی توانيد سطوح اولیه ناراحتی او را درک کنيد، او خیلی بیشتر عصبانی و ناراحت می شود چراکه متوجه می شود شما قادر به درک احساسات او نیستيد. در مثالی مشابه شاید او قادر به هضم عواطف شما نباشد: زمانی که شما هنگام پیروزی تیم مورد علاقه ات خوشحال می شويد و با جیغ و فریاد احساسات خود را تخلیه می کنيد او تصور می کند که شما دیوانه شده ايد که این همه قلیان احساسات از خود نشان می دهيد. او هم به نوبه خود خوشحال خواهد شد اما نه به آن اندازه که شما شاد می شويد.
هر یک از طرفین باید یاد بگیرند که چگونه می توانند احساسات طرف مقابل خود که روز به روز و هفته به هفته تغییر می کنند، را درک کنند. احساسات مشابه عکس العمل های متفاوتی را در افراد مختلف بر می انگیزد. پایه و اساس یک ازدواج موفق بر روی درک متقابل از احساسات یکدیگر و نه بی توجهی نسبت به آنها، بنا می شود. اگر چنین درکی وجود نداشته باشد، به مشکل برمی خوریم. گاهی پیش می آید که حتی خودتان نیز تحلیل درستی از احساسات شخصیتان ندارید، در همین حال از همسر خود انتظار دارید که شما را درک کند. اگر کمی دقیق تر با این مسئله برخورد کنید، متوجه خواهید شد که این انتظار شما از نظر منطقی امر درستی به شمار نمی رود.
راه غلبه بر مشکلاتی که از این طریق در زندگی مشترک افراد بروز می کند، این است که احساسات یکدیگر را بپذیرید و تلاش کنید تا احساسات خود را برای طرف مقابل شرح داده و به حرف های او نیز گوش دهید.
به عنوان مثال: یک خانم در مورد مسئله ای متعجب می شود و آقا یک نگاهی که معمولا مردها تحویل زن ها می دهند، را به او پس می دهد. این مطلب در ذهن خانم نفش می بندد و دفعه آینده که آقا چنین احساس مشابهی را در مورد چیز دیگری پیدا کرد، خانم هم همان عکس العمل را به او تحویل می دهد. اما اگر خانم احساس خود را برای او بیشتر توضیح دهد و یک مثال کاملا ملموس بیاورد "مثل احساس خوشایندی که در زمان پذیرفتن سر پرستی یک کودک بی سرپرست به انسان دست می دهد" که تا حد زیادی شادی آور است، آقا هم این فرصت را پیدا می کند که او را بهتر درک کند و از مشکلات بعدی نیز تا حد بسیار زیادی جلوگیری به عمل می آید. این امر راهکار مناسبی برای برقراری ارتباط و اگاهی از احساسات باطنی و عمیق طرف مقابل است.
به خاطر داشته باشید که بر روی هیچ احساسی نمی توان نام خوب و یا بد گذاشت بجز زمانی که بر اساس آن احساس بخصوص از شما عملی سر بزند و از خود واکنش نشان دهید. شاید نتوانیم احساسات خود را کنترل کنیم اما حداقل می توانیم رفتار و اعمالی که در حول محور احساسات بروز می کنند را کنترل و سپس مهار کنیم.
صبح که از خواب بلند می شوید نگاهی به هم بیندازید و با خود بگویید که می خواهید احساسات یکدیگر را در ک کنید، سپس دست های یکدیگر را بفشارید و هم را ببوسید و در آغوش بگیرید: احساسات شما با انجام این کار به طور کلی تغییر خواهند کرد و فضای رمانتیکی ایجاد می شود و هر دوی شما می توانید شادی موجود را احساس کنید. روز خوبی داشته باشید و از وجود هم لذت ببرید.

شنبه یازدهم شهریور 1385 |

 

5 اصل براي حل مشكلات روابط زناشويي

 

آيا شما و همسرتان هميشه در مورد تمام مسايل از قبيل بـيـرون رفتن براي شام، باز گذاشتن درپوش خمير دندان و يا تربيت بچه ها با يکديگر مشاجره ميکنيد؟ دکتر جانسون نـويسنده کتاب "مشکلات عشق و ازدواج" ميتواند شما را در ايـــن زمينه راهنمايي کند. به وسيله 5 اصل مهم شما يـــاد ميگيريد که چگونه ارتباط بهتري با ديگران برقرار کنيد. ايـن اصـول بنـيـان هـاي خـانوادگي زيادي را از خطر نابودي نجات داده اند.
 
مقدمه: راه حل حقيقي در رفع مشکلات
اوليـن مـرحله مـــصالحه و سازش است. شما بايد از فرياد زدن و سـرزنــش کردن بـه شـدت پرهيـز کنيد و بـه نــظرات و عقايد يکديگر احترام بگذاريد. مرحله دوم شناسايي مشکل و مــطرح کـــردن آن است. اين دو مرحله قبل از شروع هر بحثي بايد انجام شوند در غير اين صورت هيچ گاه موفق به سازش نخواهيد شد. زمانيکه آمادگي ورود به مرحله سوم را پيدا کـرديد مي بايست بر روي چند مطلب با يکديگر به توافق برسيد.
 
اصل اول: در طول بـحث بـراي شـکست هـا و پــيروزي هاي يکديگر چوب خط نيندازيد.
متاسفانه اين يکي از شايع ترين مشکلاتي است که اغلب زوج ها مرتکب آن ميشوند. هنگاميکه يکي از طرفين دچار اشتباهي شد طرف مقابل آن را در ذهن خود ثبت ميکند تا در يک موقعيت مناسب آن را بازگو کنـد. وقتـي يـکــــي از آنها شروع به گله و شکايت ميکند ديگري هم آرام نمي نشيند و هر آنچه را در ذهن خود ثبت کـرده اســـت بــــاز گو ميکند گويي با اين عمل موفق تر از ميدان بيرون مي آيد. در يک چنين وضعيتي حساب کردن برد و باخت ها به صورت مهمترين عامل در مي آيد و هـر دو طـــرف از حيــطه بحث اصلي خارج مي شوند. روزي يکي از دوستانم به من گفت: "من ايــــــن هفته توانستم چـهـار بـــار حرفم را به کرسي بنشانم در حاليکه همسرم تنها دو بار توانست اين کار را انجام دهد."  او هيچ اهميتي به درست يا غلط بودن کار خود نمي داد، فقط ميخواست حرف آخر را خودش بزند. عده اي فرصت دادن به شريک زندگي را ضـعـــف شخصيتي به حــــساب مي آورند. چنين رفتاري باعث جدايي و دور شدن زوجين از يکديگر و در نهايت ايجاد تنفر ميشود.
مصالحه و سازش بـه معناي وجود ضعف در شخصيت افراد نيست. هرزگاهي چند اجازه رشد کردن را به طرف مقابل بدهيـد. نفس خود را به مبارزه دعــــوت کنيد تا روح شما از هرگونه عيب و زشتي به دور باشد. اگر با کله شقي تمام تنها به جـــمع کردن امتياز در يـک رابـطـه بـيـنديشـيد ديـگر قــادر بـه ديـدن مشــکلات اصـلي نخواهيد بود و تصميمات نادرستي اتخاذ ميکنيد که به زندگي مشترکتان صدمات جبران نا پذيري خواهد زد.
 
اصل دوم: طرز حرف زدن عامل مهمي در تعيين نتيجه هر گونه بحثي است.
حـتي اگـــر حــــق با شما باشد، اگر به روش صحيح آن را مطرح نکنيد ممکن است حق مسلم خود را از دست بدهيد. پس سعي کنيد شيوه درست را برگزيـنـيد. اصـــــلا خوب نيست که با به کار بردن لغات و اصطلاحات توهين آميز شريک زندگــي خود را مجبور به دفــــاع کنيد. واکنش طبيعي نسبت به حمله و تجاوز از دو حال خـارج نيسـت: يـــا فـــرد متقابلا تصميم به مبارزه ميگيرد و يا اينکه به لاک دفاعي فرو مي رود که در هر دو حالت مشکل به شيوه منطقي حل نخواهد شد.
از کلمات "هميشه" و "هرگز" استفاده نکنيد.
گفتن جمله هايي ازقبيل "تو هرگز در کارهاي خانه کمک نميکني" از آغاز ايجاد هرگونه بحث منطقي را مختل ميکند. بيــشتر شبيه اين است که شما قصد مبالغه داشته و مي خـواهيـــد شخص مقابل را به مبارزه دعوت کنيد. پاسخ  به شما چيزي جز اين نيست: "اين درست نيسـت، دو هـفـته پيش بود که من تمام خانه را تميز کردم و بچه ها را به مدرسه بردم" و کل بحث به جــريان تو بگو من بگو تبديل مي شود و از دايره بحث اصلي خارج ميشويد.
بنابراين از به کار بردن لغاتي که معناي کلي و قطعي دارند خـودداري کنـيد. جمله بالا را ميتوان با فرم متفاوتي به اين شکل بيان کرد: "من مي خـواسـتـم راجــع به سهم تو در کارهاي خانه صحبت کنم؛ لطفا مرا هم در اولويت قرار بده؛ بعضي وقت ها فـکر مي کنم خانواده، دوستان و همکارانت نسبت به من ارجع تر هستند."
دشنام و ناسزا با صداي بلند.
 بعضي از انسانها با اين باور رشد مي کنند که هر کس پـرخـاشگرتـر بــاشد و با صداي بلندتري صحبت کند، قدرتـمندتر بوده و مي تـوانـد تـوجـه بيشتري را بخود جلب کند. اين شيوه براي تهديد و ارعاب و بي ارزش کردن همسرانتان بي نظير است اما با اين کار شما فقط آنها را عصباني ميکنيد، بعد از مـدتي هم نسبت به شما بي ميل خواهند شد. شايد جرات بازگو کردن اين مطلب را در مـقـابـل چشمان شما نداشته باشند اما بيحرمتي در نهانشان باعث ايجاد انزجار و تنفر از شما ميگردد.
هـر بــار که يکي از زوجين مورد آزار ديگري قرار گيرد و خاطرش از او آزرده شود نـه تـنـهـا مشکل اصلي حل نمي شود بلکه لکه هاي جبران ناپذيري نيز بر روي پـرده روابطــشـان به وجود مي آيد که خود باعث فروپاشي بنيان خانواده مي گـردد. هنگام شنيدن کلمات توهين آميز به شخص مقابل بگوييد: "اگر بخواهي به اين طرز صحبت کــردن ادامه دهي من نمي توانم با تو گفتگو کنم." و بعد پيشنهاد کنيد تا  بـحث به زمان ديــگـري کـه هــر دو طرف از آرامش کامل برخوردارند موکول شود. ولـي اگر متـقـاعد نـشد و تـجـاوز خـــود بـه حريم شما را ادامه داد، تصميم گيري با شماست. از خود بپرسيد آيا مي تــوانــيد با کسي که بي شرمانه به حقوق شما تجاوز ميکند، زندگي کنيد؟!
تهديداتي نظير "و اگر نه...!!"
بسـيـاري از افـراد هسـتــــند که هميشه از ضميمه کردن يک جمله تهديد آمـيـز بـه آخـر سخنان خود لذت مي برند. براي مثال مي گويند " تـو بهـتـر اســت کارها را مطابق ميل من انجام دهي واگرنه...!!" آنها ظاهرا احساس مي کـنـــــند که نياز خود را از اين طريق مرتفع مي سازند اما اگر در مقابل جوابي مانند "و اگر نه چــــــه کار ميخواهي بکني؟؟" دريافت کنند آنگاه؟!...  در اين لحظه که شما بي توجهي همســرتان را نسبت به تهديد خود مي بينيد چه کاري ميتوانيد انجام دهيد؟ باز هم به فکر تلافي مـــي افتيد. مشکل اينجاست که عدده معدودي پاسخ مثبت به اينگونه تهديدها  مي دهند و ســـايرين تنها به اين دليل که ثابت کنند هيچ گاه مجبور به انجام عملي نيستند دقيقا کار مخالف نظر شما را انجام مي دهند. اگر زمان عمل به گفته هايتان فرا برسد، چه کار مي کــنـــيــد؟ عقب نشيني ميکنيد و يا به جنگ با همسرتان ادامه ميدهيد؟
طور ديگر به قضيه نگاه کنيد و طرز برخورد خود را تغيير دهيد. آگاه ساختن طرف مقابـــل از نتـايـج کــــار خــود عملي عاقلانه است اما بايد با ملايمت بيان شود، مثلا: "اگر طبق خواسته من عمل نکني موجب ميــشود که من ...." اگر او در انجام خواسته شما قصور کند حداقل شما او را از نتيجه کارش آگاه ساخته ايد.
اما شما چطور ميـــتوانيد از نتيجه کار مطمين باشيد؟ چطور همه چيز بر وفق مراد شما پيش خواهد رفت؟ راهــــهاي زيادي براي انتقال افکار وجود دارد که مهمترين آنها "گفتار" است. شما به وسيله گفته هاي خود ميتوانيد شخص مقابل را متوجه کليه آمال دروني خود بکنيد. به کار بردن جمـله هاي زير ميتواند مشکل هر رابطه اي را به آساني برطرف کند:
-- چيزي هست که براي من اهـــــميت زيادي داره، اگر ممکن باشه ميخواستم امروز در موردش باهات صحبت کنم.
-- من فکر ميکنم ما دو تايي از پس اين مشکل بر مي آييم.
-- تـــحمل اين قضيه واقعا براي من سخته، فقط ميخواستم نظرمو در مورد اين مطلب با تو در ميون بذارم.
-- فقط ميخوام به من گوش بدي و تا وقتي حرفام تموم نشده قضاوت نکني.
-- اصــــلا لازم نيــست تمام مشکلات همين حالا حل بشه، فقط مي خوام حـرفـــامــــو بشنوي.
 
اصل سوم: در يک زمان خاص تنها بر روي يکي از مشکلات خود تمرکز کنيد تا به نتيجه برسيد.
يکي از اساسي تريــن مشکلات من هنکام روان درماني زوج ها، دور نگه داشتن آنها از خلط کردن چند مبحث مختلف است. مـــوشکافي و تجزه تحليل چند مساله مهم در آن واحد غير ممکن است. و تنها دليل شکست در راه حــل مشکلات آميختن آنها با يکديگر است. به تازگي من و همسرم در مورد مسايلي پيرامـــون مــــديـــريت مالي زندگي به مشـکل بـر خـورديـم و بـحـث و جـدال را شـروع کـرديـم. سپـس تـصمـيم گـرفتيم با قضيه منطقي برخورد کنيم. اشتباهاتمان را پذيرفتيم و به موضوع بحث اصلي پرداختيم. الـبته براي رسيدن به نتيجه مطلوب کمي تلاش لازم است.
با تمرکز بر روي يک موضوع مشخص ميتوانيد خيلي زود به نتيجه برسيد. شـايد در نگاه اول کمي مشکل به نظر برسد اما ارزش تـوجـه بيـشتر را دارد. شايد شريک زندگيتان با پـرداخـتـن بـه يـک مـوضـوع ديـگر شـما را از ريـل اصـلي خارج کرده و به بيراهه بکشانـد. صحبت کردن پيرامون مسايل مختلف روشي موذيانه براي تغيير موضوع بـحث است. هر زمان با چنين مشکلي مواجه شديد به عنوان مثال بگوييد: "اجازه بده در حـال حاضر به اين موضوع بپردازيم و -------- (موضوع بعدي) را براي يک وقت ديگر بگذاريم."
 
اصل چهارم: زمان و فضاي مناسبي را براي بحث و مذاکرات خود در نظر بگيريد.
هميشه زمان و مـکان مـنـاسبــي براي حل مشکلات شما وجود دارد. ابتدا مکان: دقيقا نمي توان گفت کداميک از اتاق هاي خـــانه مناسب است، فقط کافي است براي هر دو نفر فضايي آرام بخش باشد. ممکن است بــراي عـــده اي ميز آشپزخانه و براي سايرين اتـاق خـواب بـاشـد. تـوجــــــه داشته باشيد که هيچ گاه در مـلا عام و يا خانه دوستان و آشنايان بحث خانوادگي را شـــروع نکنيد. چنين گفتگوهايي ارزش برگزاري در يک مکان مناسب را دارند.
سهل انگاري در انتخاب يک مکان مناسب بزرگترين اشتباه است که متاسفانه بسياري از زوج ها مرتکب آن مي شوند.
انتخاب زمان مناسب به انـدازه مـکان از اهـمـيـت ويـژه بـرخـوردار اســت. در ايـن مبـحث مي بايست سه امر اساسي مورد توجه قرار گيرد.
اولا شما بايد (و واقعا بايد) مشکلات را در نقطه شروع شناسايي کنيد تـا قـدرت داشته باشيد قبل از اينکه به يک خصوصيت اخلاقي در فرد مقابل تبديل شوند آنها را رفع کنيد. بسياري از افراد پس از اينکه طرف مقابل براي بيستمين بار مرتـکـب اشتباهي ميشود، احساس ناراحتي مي کنند که ديگر آن زمان بسيار دير است. هر چـه طرف مقابل مدت زمان بيـشتري بـه کـار اشــتباه خـود ادامـه دهــد شما بايد نيروي بيشتري صرف کنيد تا بتوانيد او را از اين عمل باز داريد. اگر دست روي دســت بگذاريد و توقع داشته باشيد که همه مسايل به خودي خود حل شوند هيچ گاه نبايد انتـظار داشته باشيد تا خواستهاي شما برآورده شود و نيازهايتان مرتفع گردد.
ثانيا مطمئن شويد که به اندازه کافـي زمـان هسـت تـا بـتــوانيد به طور کامل به موضوع مورد بحث بپردازيد. عده زيادي از بـيـمـاران مـن مسـايل بسيار مـهــم را درست در زمان خاتمه جلسه بيان مي کنند و بعد از اينکه من به آنها پايان جلسه را اعـلام ميــکنم آنها عصباني ميــشوند. مورد مشابه در روابط خانوادگي وجود دارد. شروع بحث هنگام خروج از منزل يا رفتن به محل کار بي فايده است. البتـه تـوجـه داشـتـه بـاشيــد اگر بحث براي مدت زمان زيادي به تعويق افتد ممکن است مشکل شما بـه دسـت فـرامـوشي سپرده شـود و براي هميشه حل نشده باقي بماند. بنـابرايـن زمـان مناسبـي را بـراي شــــروع بحث رودر رو انتخاب کنيد. (مکالمه تلفني به اندازه کافي اثر بخش نيست.)
ثالثا اگـر ســاعت ها بر روي مشکل خود بحث کرديد و به نتيجه مطلوب نرسيديد، شايد وقت آن رسيده باشد که جلسه را تعطيل کنيد و ادامه آن را به زمان ديگري موکول کنيد. زمانيکه هر دو طرف خسته باشند ممکن است بحث به حاشيه کشيده شود؛ پس بهتر است بر سر اين مساله با يکديگر توافق کنيد و ادامه بحث را زماني کـه هــــر دو طرف از آمادگي کامل برخوردار بودند ادامه دهيد.
 
اصل پنجم: اگـر نسـبـت بـه هـمسر خود بي اعتنايي کرديد و او را آزرده خاطر ساختيد؛ از او عذرخواهي کنيد.
عذرخواهي يـک عـمـل کوتاه و شيرين است. هيچ کس کامل و بي عيب نيست. گاهي پيش مي آيد که دانسته و يا نادانسته به احساسات طرف مـقـابل خود لطمه مي زنيد. ممکن است در آن لحظه ارواح خبيثه شما را احـاطـه کـرده بـاشـند اما چيزي که اهميت دارد اين است که در حال حاضر پشيمان هستيد. غرورتان را کنار بگذاريد و از همسرتان طلب بخشش کنيد.در شرايط مشابه هنگاميکه شما نيز مورد بد رفتاري و بي احترامي قرار گرفتيد، مي توانيد انتظار عذرخواهي از جانب همسرتان را داشته باشيد.
ممکن است شما والديني داشتيد که براي حقوق يکديگر ارزشي قائل نـبودند، به حريم شخصي يکديگر تجاوز ميکردند و مشکلات زندگي روابط آنها را به راحتي پايــمال ميکرد. من حاضرم با شما شرط ببندم که آنها هيچ گاه از يکديگر عذرخواهي نمي کـردنـد. پس متفاوت باشيد. اشتباهات خود را قبول کنيد تا از هر قيد و بنـدي بـه دور بـاشــيــد. براي شريک زندگي تان ارزش قائل باشيد و اجازه ندهيد تا مشـکـلات سرانــجام ناخوشي را براي شما به همراه داشته باشند.
اصول و فنون ياد شده را مي تــوانـيد در زمينه حل کليه مشکلات خود به کار گيريد تا در حل تمام مشکلات روابط زناشويي خود به موفقيت دست پيدا کنيد. 

چهارشنبه یکم شهریور 1385 |